محمد نجارصادقی: کمتر کسی را در ورطه سیاسی ایران میتوان پیدا کرد که ضمن تحصیلات عالی در علم اقتصاد و نائل شدن به استاد تمامی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، 12 سال هم در بالاترین جایگاه قانونگذاری یعنی نمایندگی مجلس شورای اسلامی حضور داشته باشد. از این حیث نظرات دکتر «حسن سبحانی» برای حل مشکلات موجود اقتصادی کشور مهم است. او ضمن تسلط کامل بر علوم نظری اقتصاد، درک مناسبی هم از شرایط خاص قانونگذاری و تصمیمگیری در کشورمان دارد؛ در حال حاضر اکثر صاحبنظران اقتصادی یا در دریای اعداد و مفاهیم علم اقتصاد غرق شدهاند که هیچ درکی از شرایط خاص اقتصاد کشور ندارند یا بدون بینش علمی، اظهارنظرهای عوامگرایانه میکنند. دکتر سبحانی معتقد است در 30 سال گذشته تصمیمات اقتصادی مناسبی اتخاذ نشده و نتیجه تمام آنها پس از سالها، «اختلاف طبقاتی» است.

***
در سال جاری با وجود تخصیص ارز 4200 تومانی چالشهایی برای تامین کالاهای اساسی در کشور رخ داد. در این میان مرکز پژوهشهای مجلس و سازمان برنامه و بودجه پیشنهاد دادند به جای یارانههای ارزی، کالابرگ در اختیار شهروندان قرار گیرد اما قیمتها واقعی شود؛ این اتفاق را مناسب میدانید؟
در شرایط ارزیای که هستیم، واگذاری توزیع کالاها به اقتصاد آزاد (منظور نظر تیم حاکم است) مردم را به دردسر میاندازد. باید کالاها عادلانهتر عرضه شود؛ صرفنظر از اینکه چه قیمتی داشته باشد. این یعنی اگر احتمالا موجودی برنج، آرد، شکر و... نسبت به جمعیت کمتر است، عقل حکومتداری ایجاب میکند این کم را به عدالت بین مردم توزیع کنند.
تفکر اقتصاد آزاد را نفی میکنید؛ راهکار شما چیست؟
به 2 گونه میتوان به این بحث وارد شد؛ اول با فرض اینکه اقتصاد کشور در حالت عادی است و میخواهیم راهی را انتخاب کنیم، دومین فرض اتخاذ راهکاری برای قابل تحمل کردن شرایط کنونی است که نتیجه تفکر اقتصاد آزاد است.
مگر اقتصاد آزاد مسبب چه پیامدهایی در اقتصاد کشور شده است؟
چه نکرده است؟! 30 سال این سیاستها نرخ بیکاری را سالانه 11 تا 5/11 درصد حفظ کرده، میانگین نرخ تورم سالانه 19 تا 5/19 درصد را بر مردم تحمیل کرده و کسری عملیاتی بودجه دولت را افزایش داده است. 30 سال عمر یک نسل است؛ این سیاستها بر ذهنیت، فرهنگ، رویکردها و تصمیمگیریهای مردم اثرگذار بوده و عملیاتی شده است. اینطور هم نیست که ما بخواهیم تازه آنها را بشنویم، بلکه اعمال شده است.د که ادعای طرفداران افزایش نرخ ارز بوده است. نتیجه هم این بوده که باعث شده امروز کالاهای اساسی مردم به قیمتهای گران تامین شود. اولین مشکل در تامین کالاهای اساسی که از خارج از کشور
به عنوان نمونه، مصداقی از این سیاستها که مردم را با چالش روبهرو کرده بگویید.
به عنوان مثال تعیین نرخ ارز؛ رویکرد یکسانسازی نرخ ارز و لزوم یکسانسازی قیمتها در 30 سال گذشته مدام بیان و همیشه موجب افزایش نرخ ارز شده است، بدون اینکه موجب افزایش قابل اعتنای صادرات غیرنفتی شده باش تهیه میشود، ارز و نرخ ارز است. این نرخ ارز گران را طرفداران اقتصاد آزاد بهوجود آوردند؛ بنابراین با مشکلاتی مواجه هستیم که عاملان به وجود آمدنش طرفداران اقتصاد آزاد هستند. امروز هم نمیشود کسی ادعا کند وضعیت موجود را بدون چالش حل میکنم، وضع موجود مملو از خسارت است و ارائه راهکار باید به واقعیت وضعیت موجود نزدیک باشد. نمونه دیگر، بازار مسکن است؛ مگر غیر از این است که این بازار متاثر از شرایط ارز اینگونه بههم ریخت؟ امروز شرایط مسکن به جایی رسیده است که بازار مسکن به کلی بیمعناست؛ یعنی کسانی که متقاضی بودند تقاضای خود را از دست دادند و کسانی که عرضهکننده بودند انتظار دریافت مثلا 3 برابر قیمت سال گذشته را دارند، لذا اصولا خرید و فروش نمیشود. حالا سوال این است: وضع مسکن را چگونه حل میکنید؟ وضع مسکنی که شما با سیاستهای اشتباه ارزی ایجاد کردید و در قبال راهکارهایی که ارائه میشود میگویید بازار سیاه به وجود میآورد(!) این انصاف نیست که بخواهیم وضع موجود را اصلاح کنیم اما هزینهای برای آن پرداخت نکنیم.
منبع: وطن امروز
برچسب:
نویسنده: باران پارسامنش