الزبرگ اما تصور هم نمیکرد زمانی برسد که برخی روسای جمهور آمریکا آنقدر از این سیاست که زمانی تنها به عنوان تئوری بیان شده بود، خوششان بیاید که سعی کنند چهرهای دیوانه و غیرمنطقی از خود برجا بگذارند. هنری کیسینجر 10 سال بعد از این کنفرانس علمی، به عنوان مشاور امنیت ملی نیکسون انتخاب شد و به بیان خودش «در سیاست بیشتر از هر کس دیگری از الزبرگ آموخته است». کیسینجر در کتابش با عنوان «تسلیحات هستهای و سیاست خارجی» از «استراتژی ابهام» در گفتوگوها و مذاکرات درباره استفاده از سلاحهای هستهای حمایت کرد. نوشتههای کیسینجر در دهه 1950 میلادی بیانگر این اعتقاد او برای نیکسون و دیگر روسای جمهور آمریکا بود که «قدرت، تا زمانی که کسی نخواهد از آن استفاده کند، قدرت نیست». البته نیکسون در نهایت در ویتنام از بمب اتم استفاده نکرد اما تهدید استفاده از بمب اتم یا هر اقدام دیوانهوار دیگری همچنان در دستور کار او و روسای جمهوری که به این تئوری علاقهمند بودند، قرار گرفت.
سالها بعد اما رئیسجمهوری در آمریکا بر سر کار آمد که در ابتدای دوران فعالیتش تحلیلگران سیاسی بر این عقیده بودند او مناسب فرماندهی کل قوا در ایالات متحده نیست. از این منظر، او خوشگذرانی افراطی و مهارنشدنی بود که علاقهای به در نظر گرفتن عواقب اقداماتش نداشت. سبک زندگی شخصی او، سیاستهای شخصیاش، یاوهگوییهای توئیتریاش و اقدامات سیاسیاش که نشاندهنده خودشیفتگی بیش از حد او است، نگرانی درباره آینده دیپلماسی خارجی آمریکا را افزایش میداد. برخی عقیده دارند دونالد ترامپ تئوریسین نیست و اصولاً نباید نام تئوری مرد دیوانه یا «مد من» نیکسون و کیسینجر به گوشش خورده باشد. از این منظر او واقعاً دیوانه است. دیوانهای که دیوانهای دیگر به نام جان بولتون را برای پست مشاور امنیت ملی خود انتخاب کرده است!
منبع: وطن امروز
برچسب:
نویسنده: باران پارسامنش